|
واکاوی روایت در تئاتر پستدراماتیک: تحلیل روایتشناختیِ آثار نمایشی پِتِر هانتکه (مطالعه موردی؛ نمایشنامههای کاسپار و اتهام به خود)
|
| الهام جوادی فرد |
|
|
|
چکیده: (74 مشاهده) |
دگرگونی جایگاه روایت از مؤلفههای شاخص تحول تئاتر در قرن بیستم است. روایت بهویژه در تئاتر پستدراماتیک، جایگاه کلاسیک خود را از دست داده و به سازهای سیال، چندپاره و اجرامحور بدل میگردد که در پیرنگ خطی یا شخصیتسازی علی-معلولی نمیگنجد. پژوهش حاضر با تکیه بر چارچوب نظری هانس-تیس لهمان و افقهای روایتشناسی مدرن، با رویکردی تحلیلی-توصیفی به بازاندیشی نسبت میان زبان، اجرا و روایت میپردازد. برای این منظور، نمایشنامههای کاسپار و اتهام به خود اثر پتر هانتکه مورد تحلیل کیفی قرار گرفتهاند. یافتههای پژوهش نشان داد این دو متن، دو امکان روایی متفاوت را در تئاتر پستدراماتیک آشکار میکنند. در کاسپار، سوژه از طریق کنش زبانی ساخته میشود، بیآنکه پیرنگی دراماتیک روایتگر این فرآیند باشد؛ متنی که نظم اجتماعی-زبانی را در صحنه احضار میکند. در مقابل، اتهام به خود با حذف عناصر پایدار روایت مانند شخصیت و راوی، به نوعی ضدروایت اعترافگونه دست مییابد که در آن زبان علیه روایت بسیج شده و از معنا میگریزد. در این آثار، موقعیت روایی از بستر پیرنگ به سطحی اندیشگانی، تجربهای و مواجههمحور منتقل شده است. شخصیت نیز بهجای تحول درونی، به حضوری زبانی فروکاسته میشود که تمرکز آن بر تکهتکهسازی گفتار و بازتاب بحرانهای ذهنی است. پژوهش نتیجه میگیرد که روایت در این آثار، نه بهطور کامل غایب است و نه حضور کلاسیک دارد؛ بلکه به پدیداری اجرایی و میانذهنی دگردیسی یافته است که بهجای ساختن داستان، تجربه مواجهه با فقدان معنا را برای مخاطب رقم میزند.
|
شمارهی مقاله: 3 |
| واژههای کلیدی: روایت، روایتشناسی، تئاتر پستدراماتیک، پتر هانتکه |
|
|
متن کامل [PDF 829 kb]
(48 دریافت)
|
نوع مطالعه: پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1405/3/27 | پذیرش: 1404/7/10
|
|
|
|
|
|
|
| ارسال نظر درباره این مقاله |
|
|
|